علی اشرف فتحی:سومين و چهارمين شماره «پيشبرد» که ارگان دبيرخانه شوراي پيشبرد و ارتقاي حوزه است، منتشر شد. اين نشريه که به صورت فصلنامه و در سطح محدودي منتشر ميشود، در شماره پاييز و زمستان 87 گفتوگوهايي با آقايان هاشمي رفسنجاني، محمد يزدي و چند نفر ديگر از مديران و استادان حوزه داشته و به کالبد شکافي مساله تحول حوزه پرداخته است.
مینا دلیلی: سايت اطلاعرساني آيتاللهالعظمي «سيدعلي حسيني سيستاني» به عنوان يکي از اولين پايگاههاي اطلاعرساني فقهي وابسته به مراجع تقليد شيعه، مدت زيادي است که مشغول به فعاليت است. آيتالله العظمي سيستاني که اکنون از مراجع تقيد بزرگ شيعه و مهمترين شخصيت حوزوي عراق به شمار ميآيد، 78 سال پيش در شهر مقدس مشهد متولد شد. بر اساس اطلاعات اين سايت، او پس از گذراندن مقدمات علوم حوزوي در مشهد و قم، به نجف اشرف رهسپار شد و در درس فقه و اصول مراجع مشهوري همچون آيتاللهالعظمي خويي و شيخحسين حلي شرکت کرد.
علی اشرف فتحی:خوابگاههاي طلبهها را از ديرباز به نام «حجره» ميشناختهاند. حجره که در زبان عربي به معني اتاق است، از قرون گذشته در ساخت مساجد لحاظ ميشده و معمولاً مساجد قديمي کشور در درون خود حجرههايي داشتهاند که طلاب علوم ديني در آنها ساکن شوند. علاوه بر اين ميتوان ردپاي بسياري از حجرههاي طلبگي را در بازارها جست. هنوز هم در قم و ساير شهرهاي قديمي کشور، ميتوان خوابگاههاي طلبهها را ديد که در مجاورت بازار احداث شدهاند. همين دو شيوه معماري، گوياي ارتباط مردم با روحانيون بوده است.
اعتماد ملی،حوزه، فرید مدرسی: حجتالاسلاموالمسلمين سيدمحمدكاظم شمس، مدير انتشارات بوستان كتاب (وابسته به دفتر تبليغات حوزه علميه قم) را آنگونه ديدم كه پيش از ديدار به گونهاي ديگر او را در ذهن مجسم كرده بودم. فكر ميكردم، فردي در برابر ديدگانم مينشيند و به ميز انتقاد دعوت ميشود كه آنچنان راحت پاسخ نخواهد داد. او را با ديگر مديران دفتر همرنگ ميپنداشتم؛ چرا كه براي گفتوگو با آقايان رباني و محمديگيلاني رايزنيهاي مستمر كردم، اما گويا اعلام شده بود تا به مناسبت 30سالگي دفتر تبليغات تمامي مديران آن گفتوگو نكنند. اما يك نفر مستثني شده بود: مدير انتشارات دفتر تبليغات حوزه علميه قم. از اين فرصت سود بردم، او را به روايت چالشهاي دروني دفتر تبليغات با پيرامونش فراخواندم و او با حسن نظر به تمامي سوالات پاسخ داد؛ در بخش دوم گفتوگو هم به سراغ انتشارات رفتم و اين رويه را در آنجا هم برگزيدم. امروز «شمس» متفاوت با ديروز در ذهنم نقش بسته است. ادامه مطلب
+ نوشته شده در چهارشنبه 30 اردیبهشت1388ساعت 12:42  توسط سردبیر
|
اعتماد ملی،حوزه، علی اشرف فتحی:آيتالله محيالدينمهدي الهيقمشهاي صاحب پرطرفدارترين و رايجترين ترجمه قرآن است كه پسرش؛ «دکتر حسين الهيقمشهاي» هم همچون او مشهور است و سيمايش براي عموم مردم آشنا به نظر ميرسد؛ چراكه سخنرانيهايش همواره در تلويزيون پخش ميشود و براي عموم قابل فهم است.
آيتالله محيالدينمهدي الهيقمشهاي فيلسوف، شاعر و مترجم نامدار قرآن در سال 1279 خورشيدي در شهرضا (قمشه سابق) به دنيا آمد و در حوزههاي علميه اصفهان و مشهد به تحصيل علوم حوزوي پرداخت. او در محضر آيت الله حاجآقا حسين قمي و ميرزا مهدي اصفهاني (از بزرگان مکتب تفکيک) شاگردي کرد و سرانجام در تهران سكني گزيد و تدريس فلسفه و حکمت را آغاز كرد. گفته ميشود که به قصد مهاجرت به عراق و ادامه تحصيل در حوزه نجف، به تهران ميآيد و در آنجا به اصرار آيتالله سيدحسن مدرس ماندگار ميشود. وي به سبب روابط نزديک با مدرس، مدتي نيز در دوره رضاشاه زنداني و با وساطت محمدعلي فروغي آزاد ميشود.
+ نوشته شده در جمعه 25 اردیبهشت1388ساعت 2:12  توسط سردبیر
|
اعتمادملی،حوزه،سید یحیی مرتضوی: اين ايام همزمان با سالگرد شهادت «شهيد اول»، صاحب كتاب «لمعه»، از عالمان بهنام فقه اماميه است. بهطور قطع ميتوان ادعا کرد هيچ حقوقداني در کشور ما نيست که با کتاب لمعه آشنا نباشد. مباني حقوق اسلامي ما بر اساس اين کتاب کوچک که از نگاه عالمان ديني خلاصه فقه اماميه به شمار ميرود، تنظيم شده است. در حال حاضر «شرح لمعه» اولين درس فقه به زبان عربي در حوزههاي علميه محسوب ميشود. ادامه مطلب
+ نوشته شده در جمعه 25 اردیبهشت1388ساعت 2:5  توسط سردبیر
|
اعتماد ملی،حوزه، سید مرتضی ابطحی: انديشه سياسي علامه وحيد بهبهاني عنوان يکي از مجموعه کتابهاي انديشه سياسي عالمان ديني است که توسط پژوهشگاه علوم و فرهنگ و اسلامي وابسته به دفتر تبليغات حوزه علميه قم منتشر شده است. «ابوالفضل سلطانمحمدي» نگارنده اين کتاب سعي در بيان نظريههاي سياسي بهبهاني در رابطه با دين و سياست و زير مجموعههاي آن دارد. اين کتاب داراي سه بخش کلي و يک پيوست است. بخش اول، نگاهي اجمالي به «زندگي و زمانه علامه» دارد. «بهبهاني که بيش از 30 سال در بهبهان ساکن بود و همين مساله هم باعث شد تا بهرغم اصفهانيالاصل بودن، به بهبهاني شهرت پيدا کند.» (ص18) وي پس از اين دوره به خاطر مصالحي به کربلا ميرود و در آنجا به مخالفت با اخباري بزرگ هم عصر خويش يعني شيخ يوسف بحراني صاحب الحدائق الناضره ميپردازد. در همين راستا، وحيد به اخباريون هيچ روي خوشي نشان نميدهد. «وحيد حکم کرده بود که نماز جماعت خواندن پشت سر صاحب حدائق باطل است ولي صاحب حدائق حکم کرد که نماز گزاردن پشت سر وحيد صحيح است و چون به وي خبر دادند که وحيد درباره شما چنين ميگويد، گفت: تکليف شرعي وي همان است که او ميگويد و تکليف شرعي من اين است که ميگويم و هر يک از ما عمل ميکنيم، به آنچه خداوند ما را بر آن مکلف داشته است.» (ص 17)
اعتماد ملی،حوزه، سید مرتضی ابطحی: پس از امام حسن عسكري(ع)، شيعيان وارد مرحله جديدي از سير اعتقادي خود شدند. آنان که پيش از اين ارتباط مستقيمي با امامانشان داشتند، در زمان امام دوازدهم از اين ارتباط محروم شدند. اگرچه در دوران غيبت صغري امام مهدي(عج) ارتباط توسط نواب اربعه صورت ميگرفت، اما اين ارتباط هيچگاه به صورت ارتباط با ائمه پيشين نبود. اين فاصله زماني بستر را براي رشد عالمان شيعه بهعنوان جانشينان و نواب عام امام زمان آماده کرد. البته امام عسكري(ع) پيش از اين به صورت مستقيم سعي در ايجاد اين پيوند ميكرد. آنگونه که سيد حسين مدرسي طباطبايي در کتاب «مکتب در فرآيند تکامل» ميگويد: «روش ايشان در پاسخ به سوالات فقهي هم با شيوه ائمه سلف اختلاف محسوسي داشت و به طور روشن در راه خودکفا کردن جامعه شيعه در آينده نزديک و آشنا ساختن آن با روش استدلال و اجتهاد بود چه در نمونههاي بسيار کمي که از موارد جوابهاي فقهي آن حضرت در دست است... از نظر شکلي نيز جوابهاي ايشان بسياري اوقات به عبارت انشاءالله ختم ميشد که بيشتر به آن پاسخها صورت فتوا ميداد... انسان وقتي به تاريخ امامت از آغاز دوره حضرت عسكري(ع) تا پايان دوره غيبت صغرا از دور نظر ميافکند، به خوبي ميبيند که چگونه اين دوره به صورت يک مرحله آمادهسازي و انتقالي براي تغييرات بعدي بوده است. دورهاي که طي آن جامعه شيعه آماده و پرورش داده ميشد تا مشکلات و مسائل عقيدتي و فقهي خود را بدون نياز به مراجعه به امام حاضر حل کند. (مکتب در فرآيند تکامل/سيد حسين مدرسي طباطبايي/صص 140-141)
اعتماد ملی،حوزه، اميرحسين مرتضوي: در دو قرن ابتداي ظهور دين اسلام يعني در زمان ائمه معصومين(ع)، احاديث ايشان توسط شاگردانشان جمعآوري و حفظ شد. شيعيان سخنان ائمه در موضوعات مختلف را در کتب يا جزواتي به نام «اصل» مينوشتند. در فاصله زمان امام باقر(ع) تا امام عسگري(ع) مجموعا 400 اصل تدوين شد. اما پراکندگي اين اصول، مشکلات بسياري را براي حفظ و يا مراجعه احاديث بهوجود ميآورد. از همين رو عالمان بزرگ به فکر نظم بخشيدن به اين گنجينه فکري مذهبشان شدند. کتابها و نوشتههاي پراکنده توسط سه نفر از عالمان بزرگ شيعه مورد بررسي قرار گرفت. ثقه الاسلام کليني، شيخ صدوق و شيخ طوسي با پيگيريهاي علمي خود 4 اصل تهيه و تنظيم كردند که هر کدام به نوعي ويرايش احاديث پراکنده بود. هر نويسنده سعي کرد علاوه بر نظم بخشيدن به «اصل»هاي پراکنده و موضوع بندي، به سند احاديث نيز بي توجه نباشد. «الكافي» کليني، «من لايحضره الفقيه» از شيخ صدوق و «تهذيبالاحکام» و «الاستبصار فيما اختلف فيه الاخبار» شيخ طوسي نتيجه اين حرکت عالمان شيعه بود. در ميان اين چهار کتاب، اما کافي جايگاه ويژهاي براي عالمان و عموم شيعيان پيدا کرد.
اعتماد ملی،حوزه،حسين اسلام پناه:حجتالاسلام و المسلمين مهدي هادوي تهراني در نشست اولويتهاي پژوهش در فلسفه فقه که هفته گذشته در پژوهشگاه علوم و فرهنگ اسلامي قم برگزار شد، از پيشينه شکلگيري رشته فلسفه علم در ايران سخن گفت و علاقه خود به اين رشته را زمينهساز ورودش به حوزه علميه دانست. وي با يادآوري نخستين سالهاي راهاندازي اين رشته در دانشگاه صنعتي شريف گفت که بسياري از دانشجويان اين رشته در آن زمان تصور درستي از آن نداشتند. وي به وضعيت کنوني فلسفههاي مضاف در حوزه علميه قم اشاره کرد و گفت: «اکنون نيز بسياري از طلبهها تصوير کلي درستي از فقه و اصول ندارند و اين به دليل عدم آشنايي آنها با فلسفه فقه و فلسفه علم اصول است.»
اعتماد ملی،حوزه،محمد عثمانی: از زمان برساختگي فقه اسلامي، در دوره ميانه (قرن دوم هجري) به صورت يك دانش منسجم و تاثيرگذار در جامعه، نزاعهاي فكري بسياري پيرامون آن بهوجود آمد. فقه كه دانشي متاثر از قدرت سياسي و محيط اجتماعي تكويني خود بود، تبيينكننده و مشروعيتبخش به افعال ايماني انساني به حساب ميآمد. لذا با توجه به منافع دانشي خود از كتاب، سنت، عقل و اجماع به خوانش و ارائه قرائتي از اسلام را ارائه ميكرد. اختلاف در دانش، امري مسلم فرض ميشود؛ يعني چون انسان محور اين دانش در چارچوب تواناييها و نيز پيشفرضها و خواستههاي خود به توليد علم ميپردازد، درك و خوانش او از منابع دانشي يك علم متفاوت جلوهگر ميشود. اين قاعده بر فقه نيز تطابق دارد. فقه اگر دانشي با منابع الهي و متافيزيكي است؛ اما چون مبتني بر فهم انساني است، دانشي بشري به حساب ميآيد.
اعتماد ملی،حوزه، احمد موسوی بجنوردی:شكلگيري مباحث فقهي به صورت علم و پاي نهادن آن در مسير گستردگي و پيچيدگي با دوره نسل سوم از تابعان همزمان بود و احتمالا هدف آنان يافتن يك نظام فقهي با برخورداري از ارتباط قانونمند ميان مسائل و توانايي پاسخگويي به پرسشهاي احتمالي بود. در نيمه نخست سده دوم هجري گذار فقه از مرحله آغازين خود به مرحله فقه تقديري يا نظامگرا، تحولي سريع بود كه گرايش گسترده به راي و شيوههاي نامدون اجتهادي را به همراه داشت و همين امر به نوبه خود اختلافاتي گسترده در فتاوا و نابسامانيهايي در امر قضا را پديد آورده بود. اما در مجموع تشخص فقه شيعه به نحوي مستقل از محافل فقهي ديگر را بايد در عصر اصحاب امامصادق(ع) جستوجو كرد كه به فقيهان كلامگرا (هشامبن حكم و يونسبن عبدالرحمان)، فقيهان رجالگرا (هشامبن سالم، صفوان بنيحيي وابي نصر بزنطي) و فقيهان آل اعين و فقيهاني مانند محمدبن مسلم ثقفي و ابوبصير اسدي ياد كرد كه كلا اهل اجتهاد بودند. اما در مقابل آنان، جوي اجتهاد ستيز قوت ميگرفت كه هرگونه اجتهاد و استنباط فراسوي متن (نص) را ناروا ميشمرد. در طول تاريخ فقه اماميه حركت و فعاليت دو جريان اجتهادگرا و اجتهادستيز ادامه داشته و شهر كربلا آوردگاه بزرگ برخورد اين دو جريان و نويدبخش غلبه تفكر اجتهادي بر تفكر اخباريگري بود؛ جرياني كه تا به امروز، جريان غالب در حوزههاي تفكر معرفتي و اجتهادي در حوزههاي علميه شيعه است.
اعتماد ملی،حوزه، سید مرتضی ابطحی:اين هفته مصادف بود با سالگرد درگذشت آيتالله العظمي سيدمحد حجت كوهكمرهاي. آيتاللهي كه پس از فوت مرحوم شيخ عبدالکريم حائري يزدي، بخشي از مسووليت اداره حوزه بر دوشش افتاد. وي از نزديکان مرحوم شيخ بود و جزو مراجع ثلاث محسوب ميشد. با توجه به وضعيت رو به رشد حوزه قم، مسووليت حجت دوچندان بود. آنطور که در نشريه آيين اسلام که در 15 خرداد 1326 منتشر شده آمده است: «چون از چندين سال قبل که عظمت و شهرت علمي حوزه مقدسه علميه قم در اطراف و اکناف منتشر و در جامعه شيعه طنينانداز گرديد، محصلين با همت و صاحبان قريحه علمي براي فرا گرفتن علوم و معارف ديني و تحصيل کمالات رهسپار اين حوزه شدند تا تحت تعليم او تربيت استادان حاذق روحانيت بهرهمند و کامياب شوند. فلذا عده طلاب رو به فزوني نهاده و تمام مدارس معموره قم مملو و با مضيقه و مشقت زياد سکونت ميگردند.» اين شرايط، باعث شد تا آيتالله حجت مدرسهاي را تاسيس كند. وي که پيشتر نيز به فکر حل اين مشکل بود؛ «عمارت نايبالسلطنه» در نزديکي حرم حضرت معصومه(س) را به همين منظور خريداري کرده بود، اما به فکر توسعه آن افتاد. وي «چند هزار متر زمين متصل به همان عمارت نامبرده را خريداري فرموده و 2456 متر از اراضي متعلقه به آستانه مقدسه معصومه به عنوان اجاره 100 ساله استيجار فرمود»(آيين اسلام/ شماره 162/ص10) نقشه اين مدرسه را علامه طباطبايي کشيد. همچنين آيتالله حجت، موسس اين مدرسه در مقبرهاي در کنار مسجد همين مدرسه دفن شد.
اعتماد ملی،حوزه، علی اشرف فتحی:مهمترين ويژگي ديرينه نظام درسي حوزههاي علميه سنت «مباحثه» است. مباحثه همانگونه که از نامش پيداست، به معني بحث دو يا چند نفر درباره يک موضوع است. طلبهها از همان روزهاي نخست ورود به حوزه ياد ميگيرند که يک «هم مباحثه» يا «هم بحث» براي خود پيدا کنند. آنها از ميان همکلاسيهاي خود فردي را برمي گزينند تا با او درباره دروس خود بحث کنند. با وجود کمرنگ شدن سنت مباحثه در سطوح عاليتر حوزه، هنوز هم طلاب مبتدي که پا به مرحله تحصلات مقدماتي ميگذارند، از سوي مديران و استادان حوزه تشويق ميشوند که حتما دروس خود را مورد بحث قرار دهند و به آنها توصيه ميشود که گروههاي مباحثه نبايد بيش از سه نفر باشد؛ به قول معروف، دو نفر کم است و سه نفر زياد! در سالهاي نخست طلبگي، هنوز هم مباحثه از رونق نسبي خوبي برخوردار است و تاثير مهمي در فهم دروس دارد. طلبهها با بهرهگيري از مباحثه، ميتوانند درسهاي روزانه خود را به خوبي بفهمند و به تدريج از مهارت سخنوري و قوت بيان مطلب و اقناع ديگران برخوردار شوند. چگونه مباحثه ميکنند؟
اعتماد ملی،حوزه، محمد تقی فاضل میبدی: دعوت به تعقل، تفکر، تدبر از دعوتهاي مهم و مکرر خداوند است که در 50 آيه از قرآن کريم تكرار شده است؛ به گونهاي که انسان بيتعقل در عداد بدترين و پايينترين موجودات بهشمار آمده است: «ان شر الدواب عند الله الصم البکم الذين لا يعقلون» (انفال/22) و در اهتمام تعقل و خردورزي همين بس که پيامبر بزرگ اسلام، بنيان و عماد دين را عقل شمردند و فرمودند: «ولكل شي دعامه ودعامهالدين العقل ولكل قوم غايه وغايه العبادالعقل» و امام عدل و آزادي اميرمومنان علي(ع) مهمترين پيام پيامبران را برانگيختن خردهاي خفته آدميان دانست؛ يعني ديني که در کنارش خردورزي نباشد و آدمي همواره سر در آستين تقليد داشته باشد، آن دين باعث رستگاري نخواهد بود. خردورزي در آيين تشيع به گونهاي مورد اهتمام است که امامان شيعي همواره شاگردان خود را به تعقل، تحريک و تحريض ميکردند. شاگردان مکتب صادقين(ع) تا آنجا جامه آزادانديشي براندام آيين خود داشتند که از امامان طلب دليل ميکردند و به اصطلاح امروز خط قرمزي را در عرصه دانش نميشناختند. کساني چون زراره بن اعين با امامان خود به محاجه برميخاستند و برخي از صحابه با امام خود گاهي اختلاف نظر داشتند و گاه در مسائل فقهي از آنان درخواست سند و مدرك ميکردند. (كشف القناع تستري،71و72)
اعتماد ملی،حوزه، علی اشرف فتحی: آيتالله شيخ مرتضي مطهري از سوداي اصلاح سازمان روحانيت آغاز کرد و به تراژدي پاياني زندگي سياسي و فکرياش در جهت حفظ اساس تشکيلات روحانيت رسيد. او کوشندهاي بود که از اصلاحطلبي به محافظهکاري طي مسير کرد و جانش را بر سر همين دگرگوني تاکتيکي از دست داد. مطهري که در جواني از هواداران اصلي طرح اصلاح حوزه بود و به گفته برخي از فعالان حوزوي آن سالها، به همين دليل از قم به تهران مهاجرت کرد، در چند سال پاياني عمرش از ضربه خوردن به اساس روحانيت احساس خطر کرده و از جنبههاي روشنفکرياش کاست تا در جايگاه يک روحاني تمام عيار از هم صنفهاي خود دفاع کند.
اعتماد ملی،حوزه، سید مرتضی ابطحی:آيتالله العظمي سيدمحمد حجت کوه کمرهاي مرجعي بود که مقلدان بسياري از آذري زبانها گرد او جمع شدند و طلاب آذري وقتي به قم ميآمدند به مدرسه آيتالله – مدرسه حجتيه – ميرفتند. وي اصالتا اهل روستاي کوه کمره بود؛ کوه کمر در قسمت شمال آذربايجان شرقي در منطقه ارسباران. سيد محمد حجت در سال 1310 قمري در تبريز متولد شد. وي فـرزنـد سيد علي برادرزاده سيدحسين كوهكمرهاي تبريزي است كه از مراجع مـعـروف نـجـف بود. محمد تحصيلات خود را از تحصيل نزد پدر آغاز كرد. در سال 1348 به کربلا رفت و 4 سال در آنجا تحصيل سپس به نجف نقل مکان كرد. محمد جوان از کرسي درس اساتيد سرشناسي چون آخوند خراساني، علامه يزدي، آقا شريعت اصفهاني، سيد ابوتراب خوانساري، آيتالله نائيني، علامه کشميري، آيتالله فيروزآبادي و مرحوم آقا ضياء عراقي استفاده كرد. وي در مدرسه شيخ انصاري و مقبره ميرزاي شيرازي با مجمعي از فضلا تدريس خارج فقه و اصول داشت. از جمله سرشناسترين شاگردان وي در نجف اشرف ميتوان از آيتالله سيستاني مرجع اول شيعيان در زمان ما نام برد.
اعتماد ملی، حوزه، علی اشرف فتحی:با گذشت ربع قرن از درگذشت آيتالله العظمي سيداحمد خوانساري فقيه تهراني، هنوز هم خلأ حضور اينچنين فقيهي در اين شهر احساس ميشود.خوانساري را شايد بتوان واپسين مرجع تقليد تهران نشين دانست که هم از حوزه نجف و استادان نامدار آن توشه برچيده بود و هم به فضاي قم، تهران و اصفهان آشنايي داشت.آيت الله خوانساري به دليل روحيه بسيار محتاط فقهي اش، باورهاي سياسي ويژه خود را داشت.هنوز هم ميتوان رگههايي از جغرافياي سياسي – فقهي اش را در فقيهان متاخر قم، مشهد و نجف يافت.حتي امام خميني نيز با وجود تفاوتهاي فکري ديرينه اش با اين فقيه خوانساري، هنگام استدلال براي اثبات عدم حرمت ذاتي شطرنج، به کتاب فقهي مشهور آيت الله العظمي خوانساري اشاره و سخنان مخالفانش را درباره حرمت شطرنج رد کرد.
+ نوشته شده در سه شنبه 8 اردیبهشت1388ساعت 15:12  توسط سردبیر
|
اعتماد ملی،حوزه، علی اشرف فتحی: در بين مکاتب فقهي شيعه و حوزههاي علميه شاخص اين مذهب، تهرانيها تفاوت عمدهاي با ديگران دارند و علم فقه در اين مکتب، رونق چنداني نداشته است. تنها ويژگي عمده اين حوزه، حضور استادان نامي فلسفه اسلامي در اين شهر بوده که آن هم مدتهاست، رونقي ندارد و حوزه علميه شهر تهران عملا به يکي از زيرمجموعههاي حوزه قم بدل شده است. کمتر طلبه تهراني است که در تهران بماند و حتي براي تحصيلات مقدماتي به قم نيايد.